تبلیغات
والپیپر 22 - طوطی سلیمی

طوطی سلیمی

نویسنده :Lonely
تاریخ:پنجشنبه 18 اسفند 1390-11:01 ق.ظ

 فیلم شناسی طوطی سلیمی 
۱ -  تکیه بر باد (۱۳۵۷)
۲ -  رابطه جوانی (۱۳۵۵)
۳ -  ولی نعمت (۱۳۵۵)
۴ -  صمد خوشبخت می شود (۱۳۵۴)
۵ -  کینه (۱۳۵۴)
۶ -  مرد شرقی و زن فرنگی (۱۳۵۴)
۷ -  مرد ناآرام (۱۳۵۴)
۸ -  صمد آرتیست می شود (۱۳۵۳)
 
۱ -  تکیه بر باد (۱۳۵۷)


خلاصه داستان : ابراهیم عسکری موسوم به «ابی» جوان آسمان جلی است که دختری به نام «مریم» را که قصد خودکشی دارد از مرگ نجات می دهد. «مریم» یتیم است و عمو و پسرعمویش قصد دارند ثروت موروثی او را تصاحب کنند. وقتی «ابی» از چنگ پلیس می گریزد، «مریم» عازم آبادان است تا نزد خاله اش برود. «ابی» به «مریم» ملحق می شود. آن دو پس از اطلاع از فوت خاله ی مریم به تهران بازمی گردند. «فرشته»، نامزد ابی، و دوستش «اسی» از وضع موجود دلخور هستند، و «ابی» تصمیم می گیرد آن دو و «مریم» را ترک و خود را به پلیس معرفی کند. «مریم» با ضمانت «ابی» را آزاد می کند و «فرشید» «اسی» را، که دلباخته ی «مریم» است، بر ضد «ابی» می شوراند و از او می خواهد که «ابی» را به بیابان پرت افتاده ای بکشاند. «ابی» با «فرشید» و همدستانش درگیر می شود، و «مریم» و «اسی»، که متنبه شده، برای کمک به او می شتابند. همدستان «فرشید» در مرافعه با «ابی» می گریزند و خود او موقع کش مکش با «ابی» زیر آوار جان می دهد. 

۲ -  رابطه جوانی (۱۳۵۵)
خلاصه داستان : فرید و لیلا، که هر دو در یک کلاس درس می خوانند، به یکدیگر علاقه دارند. فرید جوان فقیری است که با دایی اش و کریم در اتاقکی، که آیدا در اختیار آنها گذاشته، زندگی می کند. فرید برای تهیه ی مخارج تحصیل و زندگی خود به عنوان پیش خدمت در رستورانی کار می کند. او موقعیت خود را از لیلا پنهان کرده؛ اما با شیطنت یکی از همکلاسی هایش به نام کاوه دوستانش از شغل او مطلع می شوند. لیلا، به قهر، فرید را ترک می کند و فرید سر راه آیدا قرار می گیرد، و آیدا از او خواننده پر آوازه ای می سازد. مدتی بعد فرید، با وساطت یکی از دوستانش، با لیلا آشتی می کند؛ اما آیدا با طرح نقشه ای فرید را فاسق دختر جوانی معرفی و او را روانه ی زندان می کند. با کوشش های لیلا و کریم توطئه ی آیدا برملا و فرید آزاد می شودو با لیلا زندگی مشترکی را آغاز می کند. 

۳ -  ولی نعمت (۱۳۵۵)
خلاصه داستان : هاجر، همسر رضا علمدار ، باردار نمی شود. رضا علمدار با عبدالله در یک گاوداری شریک است. هاجر از علمدار می خواهدکه او ستاره، خواهر عبدالله، را به همسری بگیرد. علمدار مخالف است. عبدالله در یک حادثه ی تصادف اتومبیل، مردی را می کشد و به زندان می افتد و از علمدار می خواهد که از خواهرش ستاره و مادرش مراقبت کند. رشید، برادر هاجر، که در خانه ی علمدار زندگی می کند، به ستاره علاقه مند می شود؛ اما ستاره دل درگروه علمدار دارد. رشید، که خود را مستأصل می بیند، به علمدار تهمت می زند، غافل از این که علمدار در زندان ستاره را از عبدالله برای رشید خواستگاری کرده است. با پادر میانی های علمدار، که رضایت خانواده ی مقتول را جلب می کند، عبدالله آزاد می شود و تهمت هایی راکه به علمدار می زنند نمی پذیرد.اومانع می شود که علمدار خود را با قمه بکشد و سرانجام از او اعاده ی حیثیت می کند. 

۴ -  صمد خوشبخت می شود (۱۳۵۴)
خلاصه داستان : صمد (پرویز صیاد) را برای کار در خانه ی مرد متمولی به نام آقای مقامی به شهر می فرستند. مقامی که مرد سرشناسی است برنده ی جایزه ی ممتاز بلیت بخت آزمایی می شود؛ اما برای آن که عکس اش چاپ نشود از صمد می خواهد که خود را صاحب بلیت معرفی کند. صمد جایزه را دریافت می کند. از یک سو در زادگاه صمد همه منتظرند که او باز گردد، و از سوی دیگر چند آدم طماع می کوشند با او طرح دوستی بریزند و ثروتش را تصاحب کنند. گروهی دزد از صمد می خواهند که صندوقچه ای را از خانه ی مقامی برباید؛ اما وقتی در صندوقچه چیز با ارزشی نمی یابند، برای آن که اسرارشان محفوظ بماند، در صدد قتل صمد بر می آیند. مأمور اجرای قتل بر صمد دل می سوزاند و رهایش می کند تا به زادگاهش باز گردد؛ اما صمد به تهران بر می گردد و دوباره گرفتار شده و در انباری زندانی می شود. کامبیز، پسر هشت ساله مقامی، نیز که به صمد علاقه مند است به دست سارقان گرفتار می شود. صمد او را نجات می دهد و پلیس با زیر نظر گرفتن صمد به مخفی گاه سارقان دست می یابد و آنها را به دام می اندازد. صمد به زادگاهش باز می گردد و مراسم عروسی لیلا (مینو شفیع) و رقیبش عین الله (حسن رضیانی) را به هم می زند. 

۵ -  کینه (۱۳۵۴)
خلاصه داستان : مصطفی (حسین گیل) راننده ی کامیون است و بر اثر تصادف باعث فلج شدن پدر شاگردش (محمدتقی کهنموئی)، موسوم به مملی (حسین شهاب)، شده است. مصطفی به رغم این که به پیرمرد کمک می کند مملی از او بیزار است. مصطفی در جاده با داوود (منوچهر وثوق) آشنا می شود، که به تازگی از زندان آزاد شده است. مصطفی خواهرش (طوطی سلیمی) را به عقد داوود، درمی آورد. حکمت (احمد معینی) به دختر علاقه دارد، و در ماجرایی موجب مرگ زینت (نادیا)، نامزد مصطفی، می شود. حکمت می گریزد و داوود که زینت را در شأن مصطفی نمی دانسته، به دلیل حضور در صحنه جنایت متهم به قتل می شود؛ اما مصطفی خود را به عنوان قاتل معرفی می کند. تنها شاهد ماجرا مملی است که در آخرین لحظه، پس از این که سر مصطفی را بالای دار می بیند، با اصرار پدرش با شهادت خود موجب آزادی مصطفی و دستگیری حکمت می شود. 

۶ -  مرد شرقی و زن فرنگی (۱۳۵۴)
خلاصه داستان : علی (مرتضی عقیلی)، که در کاباره ها عکاسی می کند، و با دختر خاله اش (شهناز تهرانی) قرار ازدواج گذاشته، پس از آشنائی با باربارا (ژوستن)، رقاصه ی کاباره، که با گروهی فرنگی برای اجرای برنامه به ایران آمده اند، دختر خاله اش را فراموش می کند و تمام اوقاتش را با باربارا می گذراند. خانواده ی خاله از این وضع ناخرسندند و مانع ازدواج فرزندشان مصطفی (تورج پژوهان) با خواهر علی ( طوطی سلیمی) می شوند. در چنین وضعی دختر خاله از فرط استیصال اقدام به خودکشی می کند و در بیمارستان بستری می شود. باربارا و گروهش پس از اتمام قراردادشان به فرنگ می روند، و علی تنها می ماند. علی به بیمارستان می رود و پس از بهبود حال دختر خاله با او قرار ازدواج می گذارد. سرانجام مصطفی نیز با خواهر علی پیمان زناشوئی می بندد. 

۷ -  مرد ناآرام (۱۳۵۴)
خلاصه داستان : رضا با فاطمه قرار ازدواج می گذارد. امیر، پدر رضا، که راننده ی اتومبیلهای راه سازی است، برای تأمین هزینه مراسم عروسی فرزندش با گروهی خلافکار، که توسط مردی افلیج‌ و آهو اداره می شود، تماس می گیرد تا محموله ی هرویین را تحویل گرفته و به رئیس گروه برساند. امیر، که گمان می کند تحت تعقیب مأموران پلیس قرار گرفته، هرویین ها را دور می ریزد، و در روز مراسم عروسی امیر به دست افراد گروه کشته می شود. فاطمه که یکی از اعضای گروه به نام جواد یک دست را دیده به رضا کمک می کند تا او را بیابد. رضا با تهدید کردن جواد به خانه ی رئیس گروه راه می یابد و وانمود می کند که قصد دارد با آنها همکاری کند. رئیس، که به واسطه ی آهو به رضا اعتماد کرده، پس از برملاشدن نقشه ی رضا با آهو درگیر می شود و هر دو به دست هم کشته می شوند. با سر رسیدن پلیس رضا با همسرش زندگی جدیدی را آغاز می کند. 
 
۸ -  صمد آرتیست می شود (۱۳۵۳)
خلاصه داستان : یک گروه فیلمبرداری به روستای محل سکونت صمد (پرویز صیاد) می روند. هنرپیشه ی اصلی گروه بر اثر مشاجره با کارگردان (عنایت بخشی) محل را ترک می کند و کارگردان برای ادامه ی کار از اهالی روستا تقاضای کمک می کند. کدخدا (رضا هوشمند) ‌و مشهدی باقر (حسین امیرفضلی) به عنوان تهیه کننده و عین الله باقرزاده (حسن رضیانی)، فرزند مشهدی باقر به عنوان هنرپیشه ی اصلی انتخاب می شوند. صمد مزاحم اجرای فیلم برداری است، و کارگردان برای خلاص شدن از دست صمد او را مسبب باردار شدن بازیگر زن فیلم (طوطی سلیمی) معرفی می کند. افراد گروه اهالی روستا، و در رأس همه مشهدی باقر و کدخدا، را سرکیسه می کنند و از روستا می گریزند. سرکار استوار (عبدالعلی همایون)، که پی می برد اعضای گروه فیلمبرداری آدم های شارلاتان و بی کاره ای هستند، به تعقیب آن ها می پردازد و همگی را به دام می اندازد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر