عکس +بیوگرافی لیلا فروهر

نویسنده :Lonely
تاریخ:شنبه 16 مهر 1390-04:22 ب.ظ

تصویر


لیلا فروهر ستاره موزیک و سینمای ایران در چهارم اسفند ماه  در شهر اصفهان و در خانواده ای هنرمند دیده به جهان گشود. پدرش جهانگیر فروهر اشراف زاده بود که به ارزشهای اشرافی پشت پا زد و وارد عرصه هنر و سینما شد . او در بیش از 80 فیلم سینمای ایران به ایفای نقش پرداخت .

مادرش فرنگیس فرحزادی نیز از بازیگران سینمای ایران به شمار می رود . لیلا از بدو تولد دوران کودکیش را با گامهای کوچکش در کنار پدر و مادر و نامهای بزرگ تاتر ایران همچون ارحام صدر بر تاتر سپاهان اصفهان سپری کرد . او در سال 1344 با فیلمهای "مراد و لاله " و "خروس جنگی " وارد سینمای ایران شد و با سن و سال کمی که داشت از پرکارترین هنرمندان ایران بشمار میرفت تا جایی که به او لقب " کودک خردسال سینمای ایران " را دادند.از درخشانترین فیلمهای لیلا فروهر میتوان به فیلم "سلطان قلبها" به کارگردانی محمد علی فردین اشاره کرد.بازی درخشان و هنرمندانه لیلا با همه کودکیش در این فیلم  اعث شد فردین جشن تولد 9 سالگی لیلا را در سندیکای هنرمندان برایش برزار کند جشنی که لیلا از آن به عنوان بهترین هدیه زندگی خود یاد می کند . او تا سال 1358 در بیش از 45 فیلم سینمای ایران به ایفای نقش پرداخت. 

لیلا در نوجوانی در محضر استاد تاجبخش به تعلیم آواز و سه تار پرداخت و در سن 14 سالگی جاودانه ترین اثرش را به نام "شمیم" با ارکستری 40 نفری و در کاباره میامی اجرا نمود و آغازگر راهی شد که تابه امروز ادامه دارد. 

پس از انقلاب در نوامبر 1986 از ایران خارج شد و فعالیت هنری خود را در خارج از کشور با یاری خواهرش " فریبا فروهر " آغاز نمود.لیلا فروهر تا به امروز بیش از 20 آلبوم ترانه به بازار عرضه کرده و صدها کنسرت موفق در سراسر دنیا اجرا نموده که از باشکوترین و به یادماندنی ترین کنسرتهایش می توان به شب سوم اگست 2003 در سالن کداک تیتر اشاره کرد.شبی که همگان آن را به نام شب لیلا فروهر در دفتر خاطرات خود ثبت نمودند. 

لیلا فروهر را میتوان از نوابغ موسیقی دنیا بشمار آورد چرا که او از معدود کسانیست که توانایی اجرای تمام سبکهای موسیقی را دارد.به همان زیبایی که ترانه های پاپ میوزیک می خواند به همان زیبایی آثار اصیل ایرانی را اجرا می کند و توانایی اجرای ترانه به زبانهای مختلف دنیا را دارد.او در سال 1996 آلبومی به نام "Plant Of Harmony" را بازار عرضه کرد که به بیش از 9 زبان ترانه اجرا نموده از جمله ارمنی،انگلیسی،ایتالیایی،عربی، افغانی،اسرائیلی،ترکی ، یونانی و ترانه های فولکلور ایرانی ... 

لیلا هنرپیشه قدرتمندیست ، او با استیج و نور و صدا از کودکی آشناست و استعداد بی نظیری در اجرای برنامه های زنده دارد.... 

لیلا فروهر در 19 آگست 2004 بر روی کشتی عشق آغاز زندگی مشترکش با یک ایرانی موفق و یک چهره آشنا و محبوب و مطرح ایرانی با اسی نبی جشن گرفت و تا به امروز زندگی با عشق را همراه با همسر و خانواده اش سپری می کند و همچنان با آثار زیبایی که هر سال  عرضه می کند  برای دوستدارانش پیام آور عشق و صلح و محبت است . قلب های بیشماری در ایران و سراسر دنیا به عشق لیلا می تپد... به راستی شایسته است که او را شاهدخت موسیقی ایران بنامیم.

مصاحبه ی نوری با لیلا فروهر

رفیعی: عجبا که زمان زود می گذره.یک روز به عنوان یک هنرمند خردسال در کنار یکدیگر در فیلم های سینمای ایران نقشی داشتیم " بازی می کردیم و زمان گذشت و گذشت و گذشت تا به اینجا رسیدیم که امروز من به عنوان یک مجری و برنامه ساز و این هم بازی خردسال دیروز من در مقام یک خواننده و یک هنرپیشه در کنار هم بنشینیم و در آغازین سال نو گفت و گویی داشته باشیم به اتفاق دیگر همکارانم خانم مهناز پاکروان و دکتر شیرین نوروی . خانم ها و آقایان مهمان این ساعت از برنامه ی ما خانم لیلا فروهر هستش.

لیلا: با سلام خدمت شما عزیزان گل واقعا خیلی خوشحالم که امروز در کنار شما هستم در تلوزیون امید ایران " آقای نادر رفیعی که دیگه احتیج به معرفی ندارند....

رفیعی: خواهش می کنم.

لیلا: از دوستان خوب و قدیمی ما که واقعا من همیشه ارادت داشتم خدمت همه ی خانواده ی شما پدر " مادر و خواهرتون.

رفیعی: متقابلا.پاینده باشید.

لیلا: و همچنین خانم دکتر شیرین نوروی خیلی دوستون دارم.همیشه بیننده ی برنامه ی شما هستم....

دکتر نوروی: خواهش می کنم.

لیلا: و خانم مهناز پاکروان که امشب.....در خدمت شما هستم عید نوروز رو تبریک میگم خدمت همی ی هموطنان عزیزم در سرتاسر دنیا که الان دارن ما رو تماشا می کنن" امیدوارم سال بسیار خوبی برای یکایک شما باشه توام با سلامت و موفقیت و آرزو می کنم که جوان های عزیز " بچه های خوب هر چی دلشون می خواد بهش دست پیدا کنند و آزادی به معنای واقعی داشته باشند.

پاکروان: خواستم بهتون بگم که بزرگترین آرزوتون چیه که خودتون گفتید.

رفیعی: هر کس در هر زمانی در آغازین سال نو  یک آرزویی داره که وقتی که سال تحویل میشه به دعا می شینه.

پاکروان: بله شما هم داشتید یواشکی این کار رو می کردید.

رفیعی: خانم دکتر نوروی هم از لحاظ روحی و روانی در باره ی سال نو صحبت می کنند.

دکتر نوروی: هرچه پیش آید خوش آید.

پاکروان: سال نو رو تجزیه " تحلیل کنید.

دکتر نوروی: من میگم سال نو رو از طبیعت یاد بگیریم.این تازه شدن " رنگی شدن.حالا همه تازه و خوب هستیم دقیقا.

پاکروان: ولی ان شاالله درونمون بوقلمون صفت نباشه.

رفیعی: دقیقا .آفرین.

لیلا: مثل یک دم تابوس باشه.سفره ی عیدتون هم خیلی زیباست.

رفیعی: بله خیلی ممنون.ندای عزیز و خانم نورانی زحمت کشیدند.

لیلا: دستشون درد نکنه خیلی زیبا شده.

رفیعی: ولی من باید خدمتتون عرض کنم قبلا هم گفتم.من وقتی وارد شدم و این سفره رو دیدم یک انرژی مثبتی به من داد که من مطمئن هستم سال خوبس برای همه خواهد بود.

لیلا: برنامه های عید نوروز رو که ما به این تلوزیون ها میریم و تبریک داریم خدمت تمام کارکنان تلوزیون ها و مدیران این تلوزیون های ایرانی و هموطنان خوبمون.درست مثل دید و بازدید هایی شده که ما در مملکت خودمون داشتیم و می رفتیم پیش فامیل هامون " دوستانمون و دیداری تازه می کردیم.اینجا واقعا همه گرفتارند و حتی شاید سال به سال هم وقت نکنند به هم سر بزنند ولی عید نوروز خودش....

دکتر نوروی: دیدار ها تازه میشن.

لیلا: بله باعث میشه همه یبان هم دیگر رو ببینن به خصوص هنرمندان " کسانی که در رسانه های گروهی هستند همدیگر رو ببینن و دیداری تازه کنند و عید نوروز رو به هم تبریک بگن.

پاکروان: ولی ببینید تا چشم روی هم می گذاریم این سال ها میان و میرن الآن هم که سال 1386.

لیلا: چه قدر هم سریع رد میشن.

رفیعی: اینو من هیچ وقت فکر نکردم این سن که میره بالا فقط خانم ها می گن خدایا سال دیگه نیاد یا اگر هم میاد.....

دکتر نوروی: مثل اینکه شما پیش 3 تا خانم نشستید ها.حواستون باشه.

رفیعی: من تسلیم.

لیلا: خانم ها ماشاالله همه توی 25 سال موندن و تکون هم نمی خورن.

پاکروان: 25 سال که خوبه.خانم ها به 40 سال که میرسن دیگه 41 و 42 وجود نداره بعد از 40 دیگه بر میگردن عقب.

رفیعی: خوبه خوبه چه دادگاه عادلانه ای .خانم ها دارن خودشون رو نشون میدن ...طرز فکرهاشون رو...این از لحاظ روحی و روانی هم همینه ( رو به دکتر نوروی ).

دکتر نوروی: ببینید شما پاتون میرسه به پای ایشون لگدی " اشاره ای " چیزی.( رو به لیلا فروهر )

رفیعی: این قلم پا باید خورد بشه.نه ببینید وقتی آقایون یک حرف درست و حسابی بزنند یا میزنن تو سرشون یا قلم پاشون رو خورد میکنن. از موقعی که نشستیم همس بحث قلم پاست.

دکتر نوروی: شکا تا حالا قلم پاتون شکسته؟ ( رو به رفیعی )

رفیعی: نه هنوز سعادت نداشتیم.

دکتر نوروی: پس حواستون بوده " خیلی زیرک و هوشیار بودید.

رفیعی: ولی به هر حال لیلا عزیز هم چند سالی است که سر سفره ی عقد نشست و ازدواج کرد با یکی از دوستان بسیار خوب من " یکی از شخصیت های بسیار محترم جامعه ی ایرانی " اسی عزیز.

پاکروان: خیلی هم آقای خوبی هستند.

لیلا: لطف دارید خیلی ممنون.

دکتر نوروی: مبارک باشه. چند ساله؟

لیلا: والا تقریبا من و اسی 5-6 سال هست که با هم ازدواج کردیم ولی جشن ازدواجمون رو 4 سال پیش در ماه آگوست گرفتیم.

رفیعی: به هر حال خدا شما رو به هم ببخشه.

لیلا: خیلی ممنون.قربونت برم نادر جون.

رفیعی: خوب لیلا فروهر از یک خانواده ی هنرمند...زنده یاد جهانگیر فروهر هنرمند مقتدر سینم و تئاتر " فرنگیس فروهر هنرمند که مادر لیلای عزیز باشه یک هنرمند بسیار خوب در سینما و تئاتر بود " باز هم اگه بهش دور بدید واقعا بازی می کنه.

لیلا: خودش هم خیلی علاقه داره.

رفیعی: لیلا الآن که اینجا نشستی موفقیت خودت رو ازآن چه کسی می دونی؟ غیر از من غیر از خودت.چه کسی کمکت کرد؟ چه کسی در اینجا پشتت ایستاد؟ تا لیلا فروهر...چون به نظر من لیلا فروهر دو قسمت هست : یکی زمانی که ایران بودی و خوش درخشیدی و یکی هم وقتس به اینجا اومدی و از صفر شروع کردی.

لیلا: خوب اینجا به هر حال همکارهای خوبم خیلی محبت داشتند به من " روزی که وارد شدم رسانه های گروهی خیلی به من محبت داشتند.از جمله ی اون ها شهرام شب پره خیلی به من محبت داشت " آقای مرتضی عقیلی و همسرشون ...که اصلا وقتی من وارد شدم به منزل این دوستان خوبم رفتم 2-3 ماهی " تا من تونستم یک جایی رو بگیرم و خانواده ام از فرانسه آمدند " به هر حال همه محبت داشتند نسبت به من.

رفیعی: نقش فریبا خواهر تو " فریبا فروهر در زندگی تو و کارهای هنری تو چه قدر تاثیر داره؟

پاکروان: اون که خیلی..

لیلا: فریبا والا من می تونم بگم از همون بچگی همراه خوب من بود و مشوقم بود.یادم میاد وقتی کوچولو بودیم " مامانم می خواست بره خرید کنه " به من می گفت مواظب فریبا باش تا من بیام.منم از همون موقع عاشق موزیک و رقص و خوندن بودم " بعد نوار میگذاشتم برای فریبا و خودم هم می رقصیدم و می خوندم و وقتی آهنگ تموم میشد فریبا می گفت دوباره دوباره .خلاصه من هم همین جوری بچه داری می کردم.

پاکروان: از همون موقع فریبا مشوقت بوده..

لیلا: واقعا از همون بچگی که من تازه کار خواننده گی رو شروع کرده بودم " خوب فریبا 5 سال از من کوچک تر هست " ولی همیشه مواظب کارهام بود.حتی آهنگ هایی رو که می خواستم انتخاب کنم و بخونم و مثلا اگر آهنگی رو نمی خوندم فریبا می گفت: بابا من این آهنگ رو دوست دارم و با اون بچگیش عقل و شعورش واقعا بالا بود و خارج از کشور هم من همیشه گفتم اگر فریبا در زندگی من نبود و خواهرم نبود شاید من همون 2-3  ماه اولی که ....و گفتم هم با این که خیلی از دوستانم به من محبت داشتند ولی خیلی ها هم یک مقداری من رو اذیت کردند و واقعا اگر وجود فریبا نبود شاید همون 3-4 سال اول برمیگشتم فرانسه و در آمریکا زندگی نمیکردم.

پاکروان: فریبا زودتر از شما اومده بودند اینجا؟

لیلا: نه 3 ماه بعد از من اومد ولی به محض اینکه اومد و این وضع اینجا رو دید " گفت من خودم می خوام کارهای تو رو انجام بدم " من گفتم فریبا کار سختیه ولی اون می گفت تو چه کار داری " تو کارت رو بسپار دست من و همین هم شد که تا امروز ماشالله کارهای من رو واقعا به نحو احسن...

رفیعی: علت این که این سوال رو مطرح کردم ....چون من در زندگی تو بودم و از نزدیک و دور به هر حال شاهد بودم " خواستم این رو به اون دسته از خانواده ها نشون بدم....منظورم این بود وقتی در خانواده ای اتحاد و همبستگی باشه اینه...لیلا فروهر زمانی که اومد  " راست میگه براش خیلی زدند برای اینکه به هر حال خوب اسمی داشت " تجربه ای داشت هنرپیشه ی سینما و خواننده ی موفق روز بود و بی دلیل یعنی دلیلی هم نداشت....

چرا واقعا این جوریه آقای رفیعی؟

رفیعی: این فرهنگ ماست.

پاکروان: جامعه ی هنری این جوریه ها...

رفیعی: نه..

پاکروان: در جامغه ی هنری بیشتر هست.

رفیعی: امروزه در جامعه ی پزشکان " وکلا در همه جا هست.

پاکروان: ولی در هنرمندان این رقابت ها " زدن ها...

لیلا: ولی ایرانیان فقط این جوری نیستند.

رفیعی: ولی چون هنرمندان در مقابل چشم و مطرح هستند بیشتر به چشم می خورن.

لیلا: چون مطرح هستند...دوست دارند همیشه مطرح باشند و فقط خودشون باشند و به هر حال هر تازه واردی که میاد وارد یک مملکتی میشه و راه و چاره رو درست نمی دونه که باید چه کار بکنه " تا اون جایی که بتونند چوب لای چرخش می گذارند.

رفیعی: مثبت این حرف ها این هست که لیلا فروهر به همراه خواهرش فریبا فروهر توانست دست در دست هم بگذاره و بیش از 15 سال " چند سال هست الآن؟

لیلا: من سال 1986 بود که وارد شدم.

رفیعی: از 1986 الآن نزدیک به 21 سال میشه که تونستن موفق بشن.

لیلا: و مادر و برادرم..

رفیعی: خانم فروهر " فرنگیس که جای خود داره به هر حال یک مادر نمونه دوست و رفیق برای فرزندانش.به هر حال این خانواده نشون داد که اگر پشت هم باشند می تونند موفق بشند و موفق هم شدند " به هر حال لیلا جان خیلی ممنون و سپاسگذاریم از شما که این جا تشریف آوردید...

لیلا: قربونتون برم.

رفیعی: دوستی ما به دوران بچگی میرسه و شخصیت هایی مثل شما در موسیقی استثنایی هستند و بسیار مورد احترام و در نتیجه دوست دارم از طرف خودم و دیگر همکارانم عید نوروز رو به شما و خانواده و طرفداران لیلا فروهر تبریک بگم.

لیلا: بله واقعا منم از اینجا می خواستم تشکر کنم از شما و تلوزیون امید ایران و خیلی تشکر می کنم از طرفداران خوبم برای این کلوپ طرفدارانی که برای من درست کردند که واقعا بچه های ایرانی که اونجا هستند خودشون بدون هیچ چشم داشتی این کارها رو برای من انجام میدن " یک دنیا از همشون تشکر می کنم و از هموطنان خوب و عزیزم که از سراسر دنیا میان به دیدن کنسرت ها و نوارهای ما رو خریداری می کنن و باعث میشن ما با تمام مشکلاتی که در خارج از کشور داریم و با دست خالی هر کدوم کارهامون رو به نحو احسن انجام بدیم " اون ها باعث میشن ما سر پا بایستیم و مشکلات غربت رو تحمل کنیم و با آرزوی اینکه یک روزی تمام هنرمندان ایرانی برن ایران و بر روی صحنه مملکت خودمون و با هموطنان خودمون رابطه برقرار کنیم و از نزدیک ببینیمشون و براشون بخونیم.

پاکروان: الآن با هنرمندانی که داخل ایران هستند شما صحبت می کنید یا ازشون شعر و ترانه میگیرید؟

لیلا: بله..بله.

پاکروان: از کدوم هنرمندان؟

لیلا: مثلا الآن توی نوار جدیدم که دارم با آقای رامین زمانی کار می کنم " خانم مریم حیدر زاده چند تا کار خوبشون رو من دارم می خونم که خیلی هم کارهاشون رو دوست دارم و خیلی هم افتخار می کنم به وجود این هنرمند بسیار خوب که این قدر کوشا هست و تلاش می کنه.

دکتر نوروی: یکی از کارهای خوب و زیبای شما....شاید خودتون هم ندونید " من ندیده بودم بهتون بگم " آهنگ هشدار هست.

لیلا: قصه ی من یک هشدار برای همه ی جوون ها.

دکتر نوروی: بله.من این رو در سمینارهام می گذارم و مردم اشک به چشم هاشون میاد و آگاه میشن که شما دارید پیامی رو میدید با این کار قشنگتون و ما تا حالا توی فرهنگمون همچین چیزی نداشتیم و نشنیدیم که آهنگی اینقدر باز و روشن پیام بده.

لیلا: من چون خودم نوع موزیکی که می خونم همیشه برخورد دارم با بچه ها و جوون های خوب ایرونی و وقتی آدم میبینه که توی خانواده ها مسائلی وجود داره که بچه ها میرن دنبال مسائل بدی که توی هر جامعه ای هست " به هر حال این جا هم هست و این همیشه من رو ناراحت می کرد که چرا یک جوون باید بره موتاد بشه و بره دنبال اعتیاد و همیشه دوست داشتم چیزی بخونم که در رابطه با این مسئله باشه " این شعر رو خانم ژاکلین ساختن و من اجرا کردم و خیلی هم خوشحالم که تونستم این کار رو بکنم و در ضمن می خواستم راجع به نوارم بگم که از کمپانی ام زی ام هست و تا اینجا خانم مریم حیدر زاده  و آقای رامین زمانی و خانم زویا زاکاریان که لطف کردن کارهای زیباشون رو قبلا هم در اختیار من گذاشتن و همین ها در این آلبوم تا به اینجا همکاری دارند تا ببینم چه پیش خواهد آمد " هرچه پیش آید خوش آید.

رفیعی: آرزوی بهترین ها برای شما و خانوادتون دارم و به این امید که در سال آینده.....واقعا لیلا همه چی داره " چی رو بگم ..به آرزوهایی که داری برسی.

پاکروان:انشالله به هر آرزویی داری برسی.

دکتر نوروی: برای ما هم دعا کن.

لیلا: حتما.

 

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic